در تاریخ تمدنها تنها پنج تمدن درکنار دین(فقه)، کلام ،عرفان و علم، توانستند فلسفه وفیلسوف هم داشته باشند: چین( فلسفۀ آمیخته با نوعی دین وعرفان: تائوئیسم وکنفسیوسی ها ونحله های فلسفی بودائی ) / هند / یونان(چهرۀ فلسفی اش بر چهرۀ دینی اش -همریسم – غالب بود) / اسلام / واروپای بعداز رنسانس.

با ظهور اسلام در جزیره‌العرب و توسعه‌طلبی خلفا، قلمرو حکومت اسلامی به سرعت گسترش یافت. به تدریج ترجمهٔ آثار برجستهٔ علمی و فلسفی به زبان عربی-به عنوان زبان مشترک تمدن جدید- آغاز شد و کتاب‌های بسیاری از فیلسوفان یونان و اسکندریه و دیگر مراکز علمی معتبر آن زمان، به عربی برگردانده شد و فیلسوفان جهان اسلام با افکار فیلسوفان یونان باستان و به ویژه با سقراط، افلاطون، ارسطو و فلوطین آشنا شدند.

درجهان اسلام، ما شاهد ظهور سه گروه از فلاسفه بودیم:
اول: ایدالیست ها (فلاسفۀ مسلمان)/ دوم: اصحاب هیولی ونحلۀ دهری ها (باصطلاح و با تسامح: ماتریالیست ها) / سوم: شکاکان و لاادری ها

بنابراین درجهان اسلام که ازکازاقستان(فارابی)،ازبکستان وایران( ابن سینا، رازی وخیام و..)،عراق (الکندی) وسوریه (ابوالعلاء مَعَرّی) تا اسپانیای مسلمان (این رشد) را در برمی گیرد، تنها فلاسفۀ مسلمان وجود نداشتند.

پس از تعریف کوتاهی از فلسفه، گذری خواهیم داشت از سه گروه فلاسفه ذکر شده درجهان اسلام.

 

زندگینامه دکتر ضیاء صدرالاشرافی
متولد سال 1324، تعلیم و پرورش یافته و تحصیل کرده در شهر تبریز، شهری که به گفته ایشان “روحیه ای عمیق، جدی، حقیقت طلب و گاهی افراطی اش نتیجه قرار گرفتن در تقاطع دو جاده ابریشم بوده و هنوز بزرگترین بازار خاورمیانه را در اختیار دارد، ضمن آنکه از زمان ‘وهودان’ معاصر سلطان محمود تا انقراض قاجاریه (1925) پایتخت یا ولیعهدنشین و مرکز حکومت و سیاست بوده است.
نه افتخار بلکه شانسی است که انسان در محل، خانواده و زمانی متولد شودکه هم امکان دسترسی داشته باشد به افرادی که هر یک گنجینه ای از
دانش و بینش و ادب زمان خود بودند و هم شهر و امکانات زمان، پرورش استعدادش را ممکن سازد” .

فارغ التحصیل دانشکدۀ کشاورزی کرج(دانشگاه تهران)، فوق لیسانس جغرافیای کشاورزی از( دانشگاه پُل والری) شهر:(مونت پلیه) و دکترای کشاورزی تطبیقی از دانشگاه سوربن پاریس( باپروفسور مارسل مازوایه: که لاروس کشاورزی زیر نظر ایشان تدوین شده است), موضوع “تز” ایشان “تحولات روستایی در ایران ـ مثال همدان” بوده که تحولات روستائی را در تاریخ ایران در رابطه با تحولات (1-اجتماعی: مهاجرتها و هجوم ها، 2- سیاسی،3 اقتصادی،4 فرهنگی) در ایران بررسی کرده اند

از نوشته های ایشان:
-“کثرت قومی و هویت ملی ایرانیان” در تریبون شماره 2 تا 6 چاپ سوئد است که جداگانه در ایران هم از طرف انتشارات اندیشه نو چاپ گردید.
ـ “خط و تغییر خط در سرزمین ایران و زبان مشترک و زبانهای مادری” از شماره 186ـ172 روزگار نو در پاریس
ـ “روحانیت با جامه و لباسی ثابت و جامعه و ادیانی متغیر” ـ روزگار نو، شماره مسلسل 229
ـ “به شهادت تاریخ هیچ قوم و ملتی ‘بافته جدا بافته نیست’ ” ـ روزگار نو
ـ افتخار نژادی و افتخار انسانی . . .

Café du Pont Neuf

Café du Pont Neuf

14, Quai du Louvre

75001, Paris

France

Share This